تبلیغات
خیلی دور خیلی نزدیك























خیلی دور خیلی نزدیك

تواگردر تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

15 اردیبهشت برابر با 5 می روز جهانی ماما بود و امسال چهارمین سالی بود که من ماما هستم :)



موضوع : خاطرات 
برچسب ها: کادو یادتون نره :دی،
نوشته شده در چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 ساعت 11:56 ق.ظ توسط الهام ت نظرات |

92 هم گذشت! خیلی سریع هم گذشت، سال خاصی بود روزهلی آروم و طوفانی زیادی توش داشتم و مجبور شدم!!! از اینجا برم، من اینجا رو خیلی دوست داشتم،و دل کندن ازش برام خیلی سخت بود ولی خب چاره ای نبود...
92سال عجیبی بود برام تجربه هایی که تا قبلش برام پیش نیومده بود افت و خیز های خودش رو داشت.
خب توی این سال اگه خوبی بدی چیزی دیدین حلال کنید، خیلیا اذیتم کردن که خب من گذشتم تموم شد کسی هم اگه ناراحتی از من داره ببخشه لطفا
امیدوارم سال خوبی داشته باشین و شاد باشین
عیدی من رو هم یادتون نره منتظرم :دی


موضوع : بدون شرح!! 
برچسب ها: عیدی بدین ببینم :دی،
نوشته شده در دوشنبه 26 اسفند 1392 ساعت 04:37 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |

یواش یواش عید داره میرسه، عیدی منو آماده کردین؟ :دی


موضوع : خاطرات بدون شرح!! 
برچسب ها: زود باشین زود باشین عیدی بدین ببینم :دی،
نوشته شده در جمعه 23 اسفند 1392 ساعت 02:10 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |

دلم واسه اینجا خیلی تنگ شده :((
اینجا نوشتنو بیشتر دوست داشتم...



نوشته شده در چهارشنبه 16 بهمن 1392 ساعت 11:00 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |

دیروز اینجا رفت تو 4 سالگی و من اینو فراموش کرده بودم....



نوشته شده در جمعه 29 آذر 1392 ساعت 06:15 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |

هووووم دلم باسه اینجا خیلی تنگ شده :)
همه جا جز اینجا بوی غربت داره انگار
ولی خدا رو شکر که حالم خیلی خوبه



نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان 1392 ساعت 03:19 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |

دلم برای این جا خیلی تنگ شده خیلی ، اون حسی رو که اینجا داشتم رو هیچ جای دیگه ای نمی تونم داشته باشم یه تعلق خاطر خاصی نسبت به اینجا دارم ، من این جا بود که عاشق شدم!!! ولی لازم بود! برای آرامش و خوشبختی که الان دارم واقعا لازم بود که از این جا برم و الان فقط می تونم بگم که خدایا شکرت به خاطر همه آرامشی که بهم دادی شکرت به خاطر عشقی که بهم دادی ، شکرت به خاطر کسی که کنارم گذاشتی که همه جوره هوام رو داره که مثل یه کوه پشتمه که مَرده!!!
شکرت خدا :)


موضوع : خاطرات بدون شرح!! 
برچسب ها: عزیز ترینم تو آرام جانی :)،
نوشته شده در شنبه 13 مهر 1392 ساعت 03:47 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |

تصمیم گرفتم آدرسم رو عوض کنم!
چند نفری هستن که این جا رو می خونن و من از این قضیه احساس راحتی نمی کنم ، مخصوصا این که یکی از اون ها یه مریضی هست که اختلالت روانی داره و مدت زیادیه که دارم رفتار های نا به هنجارش رو تحمل می کنم و دیگه تصمیم گرفتم تحمل رو بذارم کنار و خودم رو راحت کنم و برم یه جایی که دیگه نتونه برام مزاحمتی ایجاد کنه و توهماتش رو به من نسبت بده و به چرند گویی هاش ادامه بده!!!
دل کندن از این جا واقعا برام سخته سه سال و خورده ای اینجا نوشتم و حسابی بهش وابسته هستم ولی چاره ای نیست دیگه
دوستان عزیزی که آدرس جدیدم رو می خوان آدرس بذارن تا بهشون آدر رو تقدیم کنم ، فقط یه نکته آدرس رو تحت هیچ شرایطی به ک دیگه ای ندید هر کی آدرس بخواد من خودم بهش میدم
ممنونم :)


موضوع : خاطرات 
برچسب ها: :دی،
نوشته شده در شنبه 26 مرداد 1392 ساعت 08:05 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |


صفحات وبلاگ
تعداد کل صفحات :( 132 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...