تبلیغات
خیلی دور خیلی نزدیك - حالا ببین کی گفتم























خیلی دور خیلی نزدیك

تواگردر تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

من اصنشم حسود نیستما ولی به جون خودم یه روزی میرم سیم های این سه تاره رو میچینم که دیگه بابام نشینه تمرین کنه واسه خودش منم مثلا خودم رو به اون راه بزنم :/


موضوع : خاطرات 
برچسب ها: خو کوفت این جوری نیگا نکن عَ اول من می خواستم سه تار بزنم نذاشت که، عر و دیگر هیچ،
نوشته شده در سه شنبه 18 تیر 1392 ساعت 10:10 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |


نمایش نظرات 1 تا 30