تبلیغات
خیلی دور خیلی نزدیك - ستمه ها























خیلی دور خیلی نزدیك

تواگردر تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

تو خونه یه جعبه آلو گرفته بودن بعد اینایی که تهش بود له شده بود و اینا مامانم گفت چی کار کنم چی کار نکنم حیفه اینا رو برداشت جوشوند اونوخ الان تو خونه ما بوی آلو و لواشک پیچیده هی هم میگه برو همش بزن ته نگیره :/
خو این آخه انصافا آدم روزه رو این جوری زجر بدن؟ :/


موضوع : خاطرات 
برچسب ها: من تا دم افطار پر پر میشم :/،
نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر 1392 ساعت 02:19 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |