تبلیغات
خیلی دور خیلی نزدیك - پست ماه رمضونی























خیلی دور خیلی نزدیك

تواگردر تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

رفته بودیم یه سر به مامابزرگم ( مامان بابام ) بزنیم بعد که برگتشم خونه ساعت 4 بود تقریبا که خاله ام زنگ زد گفت خونه اید؟ گفتیم آره و گفت پس ما افطار میاییم اونجا و ساعت 5 خونه ما بودن!!!!
انصافا خیلی سخته 17 ساعت آدم روزه باشه و بخواد مهمون داری کنه و افطاری هم بده ، دیگه واقعا کم آورده بودم منی که در حالت عادی روزه بودن همه اش می خوابیدم و نا نداشتم کاری کنم حالا مهمون داری اونم از نوع غیر منتظره اش رو کردم!!!
امسال خیلی داره بهم سخت می گذره یعنی اوضاع معده ام کاملا بهم ریخت دیگه جوری شده که امشب قفط تونستم 5 تا لقمه بخورم با یه استکان چایی!! با این وضع دو حالت پیش میاد یا تا آخر رمضون همین جوری طاقت میارم یا این که از رده خارج میشم!
دوستان عزیز روزه دار 17 ساعت زمان کمی نیست به خودتون برسین مراقب تغذیه تون باشین مقوی بخورین حجیم خوردن به این معنی نیست که خوب خوردین مقوی بودن رو حتما در نظر بگیرین
شاد باشین همیشه :)


موضوع : خاطرات 
برچسب ها: من هنوز زنده ام :دی،
نوشته شده در جمعه 21 تیر 1392 ساعت 10:26 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |