تبلیغات
خیلی دور خیلی نزدیك - کار دیگه از دستم بر نمیاد خب























خیلی دور خیلی نزدیك

تواگردر تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

یه وقتایی هم هست میری تو اتاقت رو به روی دیوار میشینی و با یه حالت خیلی چندش آوری آدامس می جویی شاید آروم شی






+ شاید از این به بعد در کامنت دونیا رو بستم




موضوع : خاطرات 
برچسب ها: شما هم این جوری بجو آرومت که نمی کنه ولی عوضش حال میده،
نوشته شده در شنبه 22 تیر 1392 ساعت 10:54 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |