تبلیغات
خیلی دور خیلی نزدیك - بچه دخدر خاله ام :دی























خیلی دور خیلی نزدیك

تواگردر تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

دخدر خاله بزرگه من یه دختر بچه داره یه سال و نیمشه بعد این این قدی با مزه هست تازه به حرف زدن افتاده خیلی شیرین حرف میزنه بعد البته این جوریم هست که وقتی سر به سرش بذاری اذیتش کنی کلافه بشه بهت میگه بیشوووور خر بعد مهلت هم نمیده جواب بدی میگه خودتی بعد دو ثانیه بعدم میگه عمته یعنی ریسه میری این قدی قشنگ میگه ها
هیچی دیگه دیشب این قدی اذیتش کردم که این جوری بگه این قدر با مامانم خندیدیم که حد نداشت


موضوع : خاطرات 
برچسب ها: حالا درسته فش دادن زشته ها ولی این خیلی باحال بود :دی،
نوشته شده در جمعه 4 مرداد 1392 ساعت 01:54 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |