تبلیغات
خیلی دور خیلی نزدیك - قوریه کاکتوسی :دی























خیلی دور خیلی نزدیك

تواگردر تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

چند وقت پیش که با داییم اینا رفته بودیم مسافرت قوری ما تو وسایل اونا مونده و بود و قتی رسیده بودن خونه دیدن که عع؟ قوریه شکسته یعنی تهش قلفتی در اومده بود و واسه استفاده بهینه از اون قوریه داییم تهش رو چسبوند و به شکلی که ملاحظه می فرمایید چند روز پیش که اومده بودن خونه مون برامون آوردش این قدی اینا خوشگلن این قدی دوسشون دارم بعد تازه تو فکرم دونه دونه قوری هامون رو بزنم بشکونم ببرم بدم داییم این جوری تحویل بده بهم
تازشم می خوام بشینم جلو بنفشه هام این قدی قربون صدقه این کاکتوسا برم که اونا حسودی کنن خشک بشن من خیلی هم میربونم





موضوع : خاطرات 
برچسب ها: جیگرای منن ها :دی،
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد 1392 ساعت 01:03 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |