تبلیغات
خیلی دور خیلی نزدیك - خواهر به من میگن :دی























خیلی دور خیلی نزدیك

تواگردر تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

اونوخ قضیه من و داداش بزرگم این جوریه که هر وخت کاری باهاش ندارم و مرض ریختنم میاد بهش میگم که گامبوعه خپل ِ چاق ِ بشکه ِ بی ریخت بپا کمونه نکنی به در و دیوار و اون وقت هایی که کارم گیرشه و می خوام که کمکم کنه یا یه سوالی دارم ازش بهش میگم که بَه بَه داداش مهندس ِ خوشتیپم و من یه همچین خواهر نمونه و دوست داشتنی و میربونی هستم

موضوع : خاطرات 
برچسب ها: خدا قسمتتون کنه از این خواهر ها :دی،
نوشته شده در دوشنبه 21 مرداد 1392 ساعت 11:01 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |