تبلیغات
خیلی دور خیلی نزدیك - من و دختر خاله هام :دی























خیلی دور خیلی نزدیك

تواگردر تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

جاتون خالی دیشب با خاله ام اینا رفته بودیم شهر بازی ارم و تا حد مرررررررررررگ جیغ زدیم و خوش گذشت بهمون
اونوخ مدل من و دختر خاله هام این جوریه که هر وسیله ای رو که میدیدیم ترسناک تره و ملت بیشتر جیغ میزنن ما هم دست میذاشتیم رو همون و می رفتیم سوار میشدیم
یه وسیله ای بوداسمش نمی دونم جایروسوینیگ چی چی بود ما بهش گفتیم تاب گردون و که خیییییییییلی ترسناک بود و من به بابام گفتم بیاد باهام سوار شه هی گفت دختر کیو می بینی بین اینایی که دارن سوار میشن هم سن من باشه که من بیام سوار بشم گفتم نع که نع بیا وقتی که پیاده شدیم فقط می تونم اینو بگم که بابام گفت عی تو روووح کسی که اینو اختراع کرد :|||||| و من و دختر خاله هام
این قدر دیشب جیغ زدم که صدام کاملا گرفته و این که کلی انرژی هام تخلیه شد و الان حس خیلی خوبی دارم
جای همه تون خالی

+ بلاگفا واسه من فیلتره :/


موضوع : خاطرات 
برچسب ها: یعنی آدرنالین رو سقف بودا :دی،
نوشته شده در پنجشنبه 24 مرداد 1392 ساعت 11:27 ق.ظ توسط الهام ت نظرات |