تبلیغات
خیلی دور خیلی نزدیك - قرررررررررررمز :دی























خیلی دور خیلی نزدیك

تواگردر تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

توی حیاطمون داشتم چرخ میزدم که لای بته های فلفل قرمزیه این فلفله چشمم رو گرفت این خوشگل خانوم زیر برگا قایم شده بوده وقتی سبز بوده و ندیدیمش تا بچینیمش و الان این جوری خوش رنگ و خوش برو و رو شده
راستش جرات خوردنش رو که ندارم گفتم اقلا ازش عکس بگیرم ، یعنی عاشق رنگش شدم ها خیلی خوشگله به نظرم






بعدش هم چند روز پیش با مامانم بیرون بودیم بعد من چشمم این گله سره رو گرفت و نتونستم جلو خودم رو بگیرم و بلافاصله رفتم خریدمش و کلی هم براش ذوق کردم که وای چقدر خوشگله و من چقدر دوسش دارم و اینا بعد که به مامانم با کللللللللی ذوق نشونش دادم برگشته میگه آخی عزیزم کلاس چندی با این گله سرت؟ و اون لحظه من :|||||||
انصافا خوشگل نیست؟ :/



موضوع : خاطرات 
برچسب ها: مامانم این جوری خوشگل میزنه تو برجک آدم ها :/،
نوشته شده در جمعه 25 مرداد 1392 ساعت 09:24 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |