خیلی دور خیلی نزدیك

تواگردر تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

92 هم گذشت! خیلی سریع هم گذشت، سال خاصی بود روزهلی آروم و طوفانی زیادی توش داشتم و مجبور شدم!!! از اینجا برم، من اینجا رو خیلی دوست داشتم،و دل کندن ازش برام خیلی سخت بود ولی خب چاره ای نبود...
92سال عجیبی بود برام تجربه هایی که تا قبلش برام پیش نیومده بود افت و خیز های خودش رو داشت.
خب توی این سال اگه خوبی بدی چیزی دیدین حلال کنید، خیلیا اذیتم کردن که خب من گذشتم تموم شد کسی هم اگه ناراحتی از من داره ببخشه لطفا
امیدوارم سال خوبی داشته باشین و شاد باشین
عیدی من رو هم یادتون نره منتظرم :دی


موضوع : بدون شرح!! 
برچسب ها: عیدی بدین ببینم :دی،
نوشته شده در دوشنبه 26 اسفند 1392 ساعت 03:37 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |

یواش یواش عید داره میرسه، عیدی منو آماده کردین؟ :دی


موضوع : خاطرات بدون شرح!! 
برچسب ها: زود باشین زود باشین عیدی بدین ببینم :دی،
نوشته شده در جمعه 23 اسفند 1392 ساعت 01:10 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |

دلم برای این جا خیلی تنگ شده خیلی ، اون حسی رو که اینجا داشتم رو هیچ جای دیگه ای نمی تونم داشته باشم یه تعلق خاطر خاصی نسبت به اینجا دارم ، من این جا بود که عاشق شدم!!! ولی لازم بود! برای آرامش و خوشبختی که الان دارم واقعا لازم بود که از این جا برم و الان فقط می تونم بگم که خدایا شکرت به خاطر همه آرامشی که بهم دادی شکرت به خاطر عشقی که بهم دادی ، شکرت به خاطر کسی که کنارم گذاشتی که همه جوره هوام رو داره که مثل یه کوه پشتمه که مَرده!!!
شکرت خدا :)


موضوع : خاطرات بدون شرح!! 
برچسب ها: عزیز ترینم تو آرام جانی :)،
نوشته شده در شنبه 13 مهر 1392 ساعت 02:47 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |

یه چیزی رو دیدم بین دختر ها طبیعی شده که اصلا از نظر من درست نیست حالا این که نظر من درست هست یا نه رو نمی دونم ولی من اصلا نمی پسندم که یه دختر توی حرف زدنش از الفاظ نامناسب استفاده کنه یا حیا رو بذاره کنار و هر چی که به دهنش میاد رو بیگه ، به نظر من دختر به حجب و حیاشه که دختره اصلا تو شان یه دختر نیست که بخواد از ادبیات چه میدونم چاله میدونی استفاده کنه و حرمت و عفت رو کنار بذاره و از هر کلمه ای استفاده کنه یا از هر خط قرمزی تو صحبت کردن عبور کنه ولی متاسفانه خیلی باب شده که دختر های توی حرف زدن هاشون از کلمه های رکیکی استفاده می کنن یا این که در کمال قباحت میان با همه خیلی باز حرف میزنن و به قول خودشون شوخی می کنن این خیلی خیلی زشت و قبیحه به نظر من و قسمت بدتر قضیه اینجاست که از این نوع ادبیات برای حرف زدن با همه استفاده می کنن!!!
اینی که میگم فقط نظر منه که دختر به حیاشه که دختره به معصومیتشه که دختره ، توی حرف زدن یه دختر باید وقار و عفت حس بشه نه هرز دهنی و بی حیایی


موضوع : بدون شرح!! 
برچسب ها: دختری که حیا نداشته باشه مثل اینه که هیچی نداشته باشه،
نوشته شده در جمعه 18 مرداد 1392 ساعت 09:49 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |

هیچ وقت فکر نمی کردم این جا دلم رو بزنه ، هیچ وقت فکر نمی کردم دیگه این جا اون جوری نباشه که دوسش داشته باشم خب چون که این جا روز های خیلی خوبی رو داشتم و برام فوق العاده بود شلوغ و پر انرژی بود و بیشتر وقتم رو با خوشحالی این جا می گذروندم ولی خب الان دیگه اون جوری نیست ، 28 آذر تولد 4 سالگیشه ولی شده بچه ای که من دیگه دوسش ندارم یعنی نه این که اصلا دوسش نداشته باشم ها ولی دیگه اون جوری دوسش ندارم و علتش چیه که این جوری شده رو نمی دونم
خب حالا چند تا گزینه رو میز هست:
- دیگه نمی نویسم
- میذارم یه مدت این جا خاک بخوره شاید بعدا تونستم بهتر براش تصمیم بگیرم
- میرم یه جای دیگه و کاملا ناشناس می نویسم به هیچ کس هم نمی گم که کی هستم
- شاد مدل نوشتنم رو عوض کردم
- شاید هم دیگه به درد نوشتن نمی خورم و حرفی هم برای گفتن ندارم لذا نت رو می بوسم و میذارم کنار

+ عاقا این که در مورد اینجا دارم این جوری حرف میزنم هیچ ربطی به جنبه های دیگه زندگیم نداره ها فکر نکنین اتفاقی افتاده و مثلا ناراحتم و اینا ها نخیرشم حالم خیلیم خوبه همه چی هم رو به راهه ولی این جا یه جوری شده همین

بدرود :)


موضوع : بدون شرح!! 
برچسب ها: همین دیگه حرفام رو گفتم خوش باشین،
نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد 1392 ساعت 04:00 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |



موضوع : بدون شرح!! 
برچسب ها: :)،
نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد 1392 ساعت 02:32 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |

روزی هزار و خورده ای نفر میایین اینجا نع بهتره بگم که لطف می کنید و تشریف میارید این جا ، ساکت و آروم میایین ساکت و آروم میرین مثل یه نسیم می مونید ملایم و آروم ، میایین و این جا رو می خونید نوشته های من رو ، گاهی غر غر کردم گاهی شیطنت کردم گاهی درد و دل کردم و شما خیلی صبور خوندین حال هر روز من رو :)
نمی دونم که از کی هست که من رو می خونید ، نمی دونم چقدر من رو می شناسین ، نمی دونم چقدر تغییرات من رو حس کردین یا اصلا به نظرتون تغییر کردم یا نه ، من حتی اصلا نمی دونم که این جا رو دوست دارین یا نه ، من فقط یه چیزی رو می دونم که این قدر وجودتون با ارزشه که باید زود تر از این ها برای شما می نوشتم ، برای شمایی که هر روز حواستون به من هست بدون این که من ببینمتون ، این قدر مهربون هستین که من رو این جا تنها نذاشتین درسته که ردی از خودتون نمیذارید :)
این ها رو نوشتم که بهتون بگم خواننده های ساکت و آروم من ، خواننده های نسیم مانند من دوستتون دارم :)


موضوع : بدون شرح!! 
برچسب ها: خاموش یا روشن خواستم بگم بودنتون برام مهمه خواستم بگم برام ارزش دارین :)، ممنونم ازتون،
نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد 1392 ساعت 11:52 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |



970648_551474154895870_261546687_n.jpg


اینو دیدم نتونستم جلوی خنده ام رو بگیرم گفتم بذارم شما هم نیشتون باز بشه


+ خدا بگم چی کارت کنه مموتی زمان خا..تمی افطار اقلا ساعت 5 بود :/


موضوع : بدون شرح!! جالبیات 
برچسب ها: اونوخ عجیجم جرات داره بچه مون رو این جوری بگیره ها عَ لنگ عَ سقف آویزونش می کنم :دی،
نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد 1392 ساعت 05:17 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |


صفحات وبلاگ
تعداد کل صفحات :( 24 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...