خیلی دور خیلی نزدیك

تواگردر تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

تا‌ سحر ای‌ شمع‌ بر با‌لین‌ من‌

امشب‌ از بهرخدا بیدار با‌ش‌


سا‌یه‌ غم‌ نا‌گها‌ن‌ بردل‌ نشست‌

رحم‌ کن‌ امشب‌ مرا غمخوار با‌ش‌


کا‌م‌ امیدم‌ بخون‌ آغشته‌ شد

تیرها‌ی‌ غم‌ چنا‌ن‌ بر دل‌ نشست‌


کا‌ندر این‌ دریا‌ی‌ مست‌ زندگی‌

کشتی‌ امید من‌ بر گل‌ نشست‌


آه‌! ای‌ یا‌ران‌ به فریا‌دم‌ رسید

ورنه‌ امشب‌ مرگ‌ بفریا‌دم‌ رسد


ترسم آن شیرین‌تر از جانم ز راه

ورنه‌ امشب‌ مرگ‌ بفریا‌دم‌ رسد


گریه و فریاد بس کن شمع من

بر دل ریشم، نمک دیگر مپاش


قصّه ی بی تابی دل پیش من

بیش ازین دیگر مگو خاموش باش


جز توام‌ ای‌ مونس‌ شب‌ها‌ی‌ تا‌ر

در جها‌ن‌ دیگر مرا یا‌ری‌ نما‌ند


زآن همه‌ یا‌ران‌ بجز دیدار مرگ‌

با‌ کسی‌، امید دیداری‌ نما‌ند


همدم‌ من‌ ، مونس‌ من‌، شمع‌ من‌

جز تواَم‌ دراین‌ جها‌ن‌ غمخوار کو؟


واندرین‌ صحرای‌ وحشت‌ زای مرگ‌

وای‌ بر من،‌ وای‌ بر من،‌ یا‌ر کو؟


اندر این‌ زندان‌، من‌ امشب‌، شمع‌ من‌

دست‌ خواهم‌ شستن‌ ازاین‌ زندگی‌


تا‌ که‌ فردا همچو شیران‌ بشکنند

ملــتـــــم‌ زنجیــرها‌ی‌ بنـــدگی‌



 



موضوع : دکتر علی شریعتی 
نوشته شده در چهارشنبه 30 شهریور 1390 ساعت 11:39 ق.ظ توسط الهام ت نظرات |

خداوندا به مذهبی ها بفهمان که مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید

پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد

"دکتر علی شریعتی"



موضوع : دکتر علی شریعتی 
نوشته شده در دوشنبه 24 مرداد 1390 ساعت 09:49 ق.ظ توسط الهام ت نظرات |

نه من هرگز نمی نالم ، قرنها نالیدن بس است؛ می خواهم فریاد بزنم،  اگر نتوانستم سکوت می کنم. خاموش بودن بهتر از نالیدن است، نالیدن فرزندان ماکیاولی را مغرور می کند.


دکتر علی شریعتی          


موضوع : دکتر علی شریعتی 
نوشته شده در دوشنبه 13 تیر 1390 ساعت 06:36 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |


و آنچنان که هر کس علی را خوب می شناسد میداند که علی شیعه نیست !


یک شیعه به ابوبکر بیعت نمی کند ، در حکومت عمر ساکت نمی نشیند و حتی در جنگ برایش مصلحت اندیشی نخواهد کرد ، از عثمان خلیفه در برابر انقلابیون مسلمانی که مردی چون عمار رهبر آن است با تمام قدرتش دفاع نمی کند و دو فرزند حسن وحسین را بر در خانه عثمان به نگهبانی و حفظ جان عثمان و حتی شمشیر کشیدن بر روی مهاجمین نمی گمارد . فرزند ابوبکر را پست حساسی چون حکومت مصر نمی دهد و حتی از شدت احساس و محبت او را فرزند خود نمیخواند    ازدواج نمی کند     دختر نمی دهد ، در شورای قلابی عمر شرکت نمی جوید و با اینکه پس از عثمان خود به خلافت رسیده و خود قرآن را تنظیم کرده است قرآن عثمان را تایید نمی کند و اینها دلیل روشنی است که علی شیعه نیست ، چه اگر شیعه می بود ، علی نبود ، چه می گویم ؟ اسلام نبود .


بر سر نماز ابوبکر آنقدر در مدینه کشمکش بر پا می ساخت و آنقدر مسلمانان را به جان هم می انداخت که ابوسفیان – به قول خودش - « مدینه را از پیاده و سواره پر کند .»  و بر سر خلافت عمر و عثمان اختلافی راه می افتاد که ایران زخم خورده و مصر و روم شکست خورده و مسیحیت و یهودیت و زرتشتیت ! سر کوفته شهر کوچک و ضعیفی را به نام مدینه و معبد بی دفاع و گمنامی را به نام کعبه و نام نو ظهوری را به نام اسلام از نقشه ی جغرافیای عالم و خاطره ی تاریخ بنی آدم برای همیشه محو کنند.


هبوط در کویر ص 125



منبع:           http://menna.mihanblog.com          


موضوع : دکتر علی شریعتی 
نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد 1390 ساعت 12:46 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |

در عمق تیره ی هرشب

درهر طلوع در هر غروب

چشم به راه آمدن توام

بیا هر شب بیا

از ستاره ها نشان مرا بپرس

از مهتاب سراغ مرا بگیر

از سکوت کهکشان هازمزمه ی مهر جوی مرا با خود بشنو!

بیا هر شب بیا !

در خلوت هر مهتاب تنهایم.

در سایه هر شب چشم به راه گشوده ام

در پس هر ستاره پنهانم

در پس پرده ی هرابر در کمینم

بر سر کهکشان ایستاده ام

بر ساحل هر افق منتظرم

 

 

                                   دکترشریعتی

موضوع : دکتر علی شریعتی 
نوشته شده در یکشنبه 8 خرداد 1390 ساعت 09:57 ق.ظ توسط الهام ت نظرات |

از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است.فاطمه یک زن بود ، آنچنان که اسلام می خواهد که زن باشد.تصویر سیمای او را پیامبر ، خود رسم کرده بود و او را در کوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزش های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.

 

وی در همه ابعاد گوناگون ((زن بودن)) نمونه شده بود.

مظهر یک دختر در برابر پدرش

مظهر یک همسر در برابر شویش

مظهر یک مادر در برابر فرزندانش

مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش

 

وی خود یک امام است.یعنی یک نمونه مثالی ، یک تیپ ایده آل برای زن ، یک اسوه ، یک شاهد برای هر زنی که می خواهد شدن خویش را خود انتخاب کند.او با طفولیت شگفتش ، با مبارزه مدامش در دو جبهه داخلی و خارجی ، در خانه پدرش ، خانه همسرش ، در جامعه اش ، در اندیشه و رفتار و زندگی اش ، چگونه بودن را به زن پاسخ می داد.



موضوع : دکتر علی شریعتی 
نوشته شده در جمعه 30 اردیبهشت 1390 ساعت 11:35 ق.ظ توسط الهام ت نظرات |

 

در حیرتم ز چرخ که آن مرد شیر گیر 

با دست روبهان دغل شد چرا اسیر 

آن شاهباز عزٌ و شرف از چه از سریر 

با های و هوی لاشخوران آمدی به زیر 

این آتشی که در دل این مُلک شعله زد 

با نیروی جوان بُد و با فکر بکر پیر 

با عزم همچو آهن آن مرد سال بود 

با جوی های خون شهیدان سی تیر 

با مشت رنجبر بُد و فریاد کارگر 

با ناله های مردم زحمتکش و فقیر 

با خشم ملتی که به چنگال دشمنان 

بودند با زبونی یک قرن و نیم اسیر 

با آن که خفته است به یک خانه از حلب 

با آن که ساخته است یکی لانه از حصیر 

با مردمی که آمده از زندگی به تنگ 

با ملتی که گشته است از روزگار سیر 

افسوس شیخ و نظامی و مست و دزد 

چاقو کشان حرفه ای و مفتی اجیر .... 

 

 

                              «  دکتر علی شریعتی  »   

                              سبز ، ص ۲۶۳(دفتر های )



موضوع : دکتر علی شریعتی 
نوشته شده در سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 ساعت 06:27 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |

من اکنون احساس می کنم ،

بر تل خاکستری از همه آتش ها و امیدها و خواستن هایم ،

تنها مانده ام .

و گرداگرد زمین خلوت را می نگرم.

و اعماق آسمان ساکت را می نگرم.

و خود را می نگرم

و در این نگریستن های همه دردناک و همه تلخ ،

این سوال همواره در پیش نظرم پدیدار است .

و هر لحظه صریح تر و کوبنده تر

که تو این جا چه می کنی ؟

امروز به خودم گفتم :

من احساس می کنم ،

که نشسته ام زمان را می نگرم که می گذرد.

همین و همین .

اگر عشق نبود به کدامین بهانه ای می خندیدیم و می گریستیم؟ 

           

           کدام لحظه های ناب را اندیشه می کردیم؟ 

             

                            چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ 

  

آری... 

 

بی گمان پیشتر از اینها مرده بودیم اگر عشق نبود

 

دکتر علی شریعتی        



موضوع : دکتر علی شریعتی 
نوشته شده در یکشنبه 28 فروردین 1390 ساعت 08:05 ب.ظ توسط الهام ت نظرات |


صفحات وبلاگ
تعداد کل صفحات :( 2 ) 1 2